معرفی نویسنده

علی میرمصطفی

دانشجوی ارشد بیوانفورماتیک(دانشگاه تربیت مدرس)

مطالعه نشان می‌دهد: عوضی و خودخواه بودن کمکی به پیشرفت نمی‌کند

مطالعه نشان می‌دهد: عوضی و خودخواه بودن کمکی به پیشرفت نمی‌کند

این نتیجه واضح مطالعه ای است که موقعیت اجتماعی و موفقیت افراد ناسازگار را از کالج و یا مقطع کارشناسی ارشد تا 14 سال آینده دنبال کرده‌است.

" من به خاطر ثبات این یافته ها بسیار شگفت زده شده بودم. ناسازگار بودن بدون توجه به این‌که فرد یا زمینه محیطی چگونه باشد به مردم هیچ مزیتی در مسابقه برای کسب قدرت نمی‌دهد. حتی در سازمان های بسیار بی رحم." از بیانات پروفسور کامرون اندرسون از اساتید برکلی که نویسنده مشترک این مقاله می‌باشد.

این محققان بر روی دانشجویان لیسانس و MBA سه دانشگاه که سنجش شخصیت کاملی انجام داده بودند مطالعه کردند. آنها بیش از یک دهه بعد از همین افراد نظرسنجی کردند و از قدرت و رتبه آنها در محل کار و همچنین فرهنگ سازمانهایشان پرسیدند. آن‌ها همچنین از همکارانشان خواستند تا به موقعیت و رفتار محیط کار شرکت  کنندگان در مطالعه امتیاز دهند. در سرتاسر هیئت مدیره، آن‌ها دریافتند کسانی که دارای ویژگی های شخصیتی خودخواه، فریبکار و پرخاشگر هستند با احتمال کمتری از کسانی که سخاوتمند، قابل اعتماد و به طور کلی خوب بودند به قدرت دست یافتند.

اندرسون گفت: "این بدان معنی نیست که آدم های عوضی و احمق به قدرت نمی‌رسند. این فقط بدین معنی است که آنها با سرعت بیشتری از دیگران پیشرفت نکردند و عوضی بودن صرفا به آن ها کمکی نکرده است." این بدین خاطر است که آنها هر افزایش قدرتی که به خاطر مرعوب کردن دیگران به دست می‌آورند توسط ضعف روابط بین فردیشان از دست می‌دهند. در مقابل، افراد برونگرا با احتمال زیاد تری به دلیل اجتماعی بودن، پر انرژی بودن و قاطع بودن در سازمان هایشان پیشرفت کرده‌اند که نتایج مطالعات قبلی را حمایت می‌کند.

"خبر بد این است که سازمان ها غالب اوقات افراد ناسازگار را به اندازه افراد سازگار در مقام ها قرار می‌دهند." اندرسون همچنین گفت " به عبارت دیگر آن‌ها به افراد عوضی اجازه می‌دهند که به اندازه همه افراد دیگر به قدرت برسند، با اینکه به قدرت رسیدن این افراد می‌تواند خسارات جدی ای به سازمان ها بزند."

این که به شدت ماکیاولی بودن ( حیله گری، فریب، عدم صداقت) آیا کمکی به پیشرفت افراد می‌کند، سوالی بود مدت ها مدت ها ذهن اندرسون را که موقعیت‌های اجتماعی را مطالعه می‌کرد مشغول کرده بود. این سوالی بسیار حیاتی برای مدیران است، زیرا مطالعات بسیار زیادی نشان داده که افرادی عوضی در موقعیت قدرت سوء استفاده گر می‌شوند، سود شخصی خود را در اولویت قرار می‌دهند، محیط های فاسد به وجود می‌آورند و باعث سقوط سازمان ها می‌شوند. همچنین آن‌ها میزان زیادی در جامعه به عنوان الگو های سمی قرار می‌گیرند.

نویسندگان به این مسئله در مقاله اشاره می‌کنند که برای مثال، افرادی که زندگینامه استیو جابز مدیر عامل اپل را می‌خوانند با خود فکر می‌کنند:" اگر من حتی از او نیز نیز بی‌شعور تر شوم می‌توانم مانند استیو موفق شوم." آن‌ها در ادامه می‌گویند: " توصیه من به مدیران این است که به افراد سازگار توجهی بیشتری به عنوان دارای شرایط بودن برای پست های مدیریتی شود زیرا با توجه به مطالعات گذشته کاملا مشخص است که افراد سازگار در این پست ها نتایج بهتری ایجاد می‌کنند."

با اینکه افراد عوضی کمی در قدرت نیستند، تحقیقات تجربی بسیار کمی در پاسخ به این سوال که رفتار ناسازگارانه آن‌ها باعث رسیدن آن‌ها به این موقعیت شده است و یا صرفا به خاطر موفق بودن آن‌ها بوده است، انجام شده است. اندرسون و نویسندگان مشترکش به دنبال طراحی مطالعه ای هستند که نتیجه این بحث را مشخص کند.

اندرسون می‌گوید: " ناسازگاری یکی از صفات پایدار شخصیت هایی است که تمایل به رفتار های مشاجره انگیز، سرد، بی عاطفه و خودخواه دارند. افراد ناسازگار تمایل به خصومت با دیگران و سوء استفاده از دیگران را دارند، آن‌ها دیگران را برای منافع خود فریب داده و گول می‌زنند و همچنین نگرانی ها و رفاه دیگران را نادیده می‌گیرند."

در اولین مطالعه، که 457 نفر را شامل می‌شد، محققان هیچ رابطه ای بین قدرت و ناسازگاری پیدا نکردند، فرقی نمی‌کند که این فرد امتیاز بالایی یا پایینی در این خصوصیت های اخلاقی در تست شخصیت گرفته باشد. این مسئله بدون در نظر گرفتن جنس، نژاد، مذهب، نوع صنعت و نرم فرهنگی سازمان درست بود.

مطالعه دوم مسئله را عمیق تر بررسی کرد و به 4 روش اصلی که افراد به وسیله آن به قدرت می‌رسند پرداخت: توسط رفتار پرخاشگرانه و حکمفرمایانه ویا ترس و ارعاب، رفتار با سیاست ( متحد شدن با افراد صاحب نفوذ)، رفتار جمعی و یا کمک کردن به دیگران، و در نهایت شایسته بودن یا خوب بودن در کار. آنها همچنین از همکاران افراد مورد مطالعه خواستند که موقعیت سلسله مراتبی افراد و همچنین رفتار محل کارشان را امتیاز دهی کنند(که به طرز جالبی با ارزیابی خود افراد سازگار بود.)

این مسئله باعث شد تا محققان بهتر متوجه شوند که چرا افراد ناسازگار از دیگران سریع تر پیشرفت نمی‌کنند. با این‌که این افراد دارای رفتار های حکمفرمایانه هستند ولی کمبود رفتار های حمایتی و جمعیشان هرگونه مزیت های کسب شده را خنثی می‌کند.

اندرسون همچنین اشاره کرد که این یافته ها در قلمرو سیاست انتخاباتی لزوما صحت ندارد زیرا دینامیک قدرت با سازمان ها در این حوزه متفاوت است. ولی مسائل مشابهی وجود دارد. " داشتن یک گروه قوی هم‌پیمانان بسیار برای قدرت در همه جنبه های زندگی مفید است." او همچنین افزود :" سیاستمداران ناسازگار به دلیل رفتار های سمیشان ممکن است سختی بیشتری برای به دست آوردن متحدان کافی داشته باشند."

 

منبع: https://www.sciencedaily.com/releases/2020/08/200831154408.htm

مقاله: 

  1. Cameron Anderson el al. People with disagreeable personalities (selfish, combative, and manipulative) do not have an advantage in pursuing power at workPNAS, 2020 DOI: 10.1073/pnas.2005088117

کلید واژه ها: #شخصیت #ناسازگاری #سازگاری #عوضی #قدرت

telegram